اسیران خاک در بلگ فا

جایگاه رفیع مومن در روز قیامت متن سخنرانی

برکات ذکر صلوات

«قَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه واله فِي الْوَصِيَّةِ يَا عَلِيُّ مَنْ صَلَّى عَلَيَّ كُلَّ يَوْمٍ أَوْ كُلَّ لَيْلَةٍ وَجَبَتْ لَهُ شَفَاعَتِي وَ لَوْ كَانَ مِنْ أَهْلِ الْكَبَائِرِ»[1]. پیامبر خداصلی الله علیه واله فرمودند: کسی که هر روز یا هر شب یاد من بکند و صلوات بر محمد وآل محمد بفرستد برمن واجب می شود که شفاعتش بکنم. وقتی یادی از پیامبر کردی واجب می شود که پیامبر از شما شفاعت کند. «وَجَبَتْ لَهُ شَفَاعَتِي وَ لَوْ كَانَ مِنْ أَهْلِ الْكَبَائِرِ». این روایت هیچ وقت نمی گوید گناه بکن. این حدیث می گوید اگر گناهکار هم در پناه صلوات بیاید پیامبر شفاعتش می کند. و مداوت بر صلوات هم باعث می شود در دنیا از آن گناه کنده و عاقبت بخیر شود. یعنی نور پیامبر غالب بر ظلمت گناه می شو

عکس ایران اسپاتنک2

عکس ایران اسپاتنیک

جریان مار-!!

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است- در دبستان ترغیب زرین سال چهارم دبستان بودم- وسط زمان کلاس خدمتکار باجناب مدیر- تعداد کیهان بچه ها برای اولین نسخه اوردند به هرکس یکی دادند وپنچ ریال گرفتند وگفتند مداوم بخرید- چاپ جدید رنگی بود-دهاروی جلد-یک منظره زیبا بود که داخل ان منظره یک گودال بزرگ که یک اژدها مار گیر افتاده بود وشکارچی گوله های فراوان به بدن مار زده بود کهمار درخون ابه خوداش فرورفته بود وفقط سرش مقداری بالا گرفته بود یک نوشته داشت که مار گفت مندارم میمیرم لحظات کمی زنده هستم گوش کنار زبان من بیاور تا من وصییت نامه خود را بگویم- جناب مدیر فرموند منظور چیست بچه ها جواب دادند وایشان فرمودداستان بدقت بخوانید درمجله اشاراتی کرده است در مجلات بعد بیشتر شرح میدهد-حالا ما همین جریان را داریم وبیشتر بنادر مهم است که نباید کوتاهی کرد

شلاق برای دو گناه-2

در این میان همسرش از راه رسید ، در حالی که پاره نانی همراه داشت ، از دور نظر به مزبله ایوب افکند ، دید وضع آن محل دگرگون شده و به جای یک نفر دو نفر در آنجا نشسته‏ اند ، از همان دور بگریست که ای ایوب چه بر سرت آمد و تو را کجا بردند ؟ ایوب صدا زد ، این منم ،نزدیک بیا ، همسرش نزدیک آمد ، و چون او را دید که خدا همه چیز را به او برگردانیده ، به سجده شکر افتاد .در سجده نظر ایوب به گیسوان همسرش افتاد که بریده شده ، و جریان از این قرار بود که او نزد مردم می‏رفت تا صدقه‏ای بگیرد ، و طعامی برای ایوب تحصیل کند و چون گیسوانی زیبا داشت ، بدو گفتند : ما طعام به تو می‏دهیم به شرطی که گیسوانت را به ما بفروشی.«رحمت» از روی اضطرار و ناچاری و به منظور این که همسرش ایوب گرسنه نماند گیسوان خود را بفروخت .

ایوب چون دید گیسوان همسرش بریده شده قبل از اینکه از جریان بپرسد سوگند خورد که صد تازیانه به او بزند ، و چون همسرش علت بریدن گیسوانش را شرح داد ، ایوب (علیه‏السلام) در اندوه شد که این چه سوگندی بود که من خودم ، پس خدای عزوجل بدو وحی کرد :« و خذ بیدک ضغثا اضرب به و لا تحنث - یک مشت شاخه در دست بگیر و به او بزن تا سوگند خود را نشکسته باشی .او نیز یک مشت شاخه که مشتمل بر صد ترکه بود گرفته چنین کرد و از عهده سوگند برآمد»

پی نوشت : شاید بعضی از دوستان معتقد باشند که عنوان دقیق تر برای این نوشته "پیشینه شلاق صوری..." است. باید بگویم کاربرد واژه نمادین معمولاً برای مواردیست که هم کاری به شکل صوری انجام گیرد و هم حاوی پیام خاصی باشد. پیام مهم این شلاق صوری، آنست که خداوندی که خود صاحب اختیار و قانون گذار مطلق است، به فرستاده ی خود اجازه نمی دهد قانون شکنی کند. به او اجازه نمی دهد سوگندی را که خورده عمل نکند. در برابر دیدگان همه به او می فرماید باید سوگندت در هر صورت اجرا شود اما به گونه ای اجرا کن که باعث رنج همسر بی گناهت نشود. این مفهوم خود می تواند سرفصل مباحث زیادی در موضوع ظاهر و باطن اعمال و ظواهر شرعی آنها باشد که البته باید آن را به اهلش و مجالش سپرد.

نامه به شهروند امروز

یکشنبه 87/6/24 , 5:21 ع • محسن نامجو , شهروند امروز , قرآن , سید محمدرضا فخری 19 نظر

شلاق بر دوگناه-!!

نوشته های پراکنده مدیر سایت

پیشینه شلاق نمادین در قرآن

دوشنبه 90/6/28 , 11:7 ص • قرآن , قانون , شلاق نمادین , ایوب , سید محمدرضا فخری 33 نظر

بنام خدا
خداوند در سوره ص آیه 44 می فرماید : و خـذ بـیـدک ضـغـثـا فاضرب به و لا تحنث انا وجدناه صابرا نعم العبد انه اواب
و نـیـز بـه او (حضرت ایوب نبی) گـفـتـیـم حـال که سوگند خورده اى که همسرت را صد ترکه چوب بزنى تعداد صد ترکه به دست بگیر و آنها را یک بار به زنت بزن تا سوگند خود نشکسته بـاشـى، مـا ایـوب را بـنـده اى خـویشتن دار یافتیم چه خوب بود همواره به ما رجوع کند

در تفسیر المیزان، مرحوم علامه طباطبایی در شرح این آیه، به داستان آن ازمنظر روایات اشاره می کنند :

در تفسیر قمی آمده که پدرم از ابن فضال ، از عبد الله بن بحر ، از ابن مسکان ، از ابی بصیر ، از امام صادق (علیه‏السلام) چنین حدیث کرد که ابو بصیر گفت : از آن جناب پرسیدم گرفتاریهایی که خدای تعالی ایوب (علیه‏السلام) را در دنیا بدانها مبتلا کرد چه بود ، و چرا مبتلایش کرد ؟ در جوابم فرمود : خدای تعالی نعمتی به ایوب ارزانی داشت ، و ایوب (علیه‏السلام) همواره شکر آن را به جای می‏ آورد ، و در آن تاریخ شیطان هنوز از آسمانها ممنوع نشده بود و تا زیر عرش بالا می‏رفت، روزی از آسمان متوجه شکر ایوب شد و به وی حسد ورزیده عرضه داشت : پروردگارا ! ایوب شکر این نعمت که تو به وی ارزانی داشته‏ای به جای نیاورده ، زیرا هر جور که بخواهد شکر این نعمت را بگذارد ، باز با نعمت تو بوده ، از دنیایی که تو به وی داده ‏ای انفاق کرده ، شاهدش هم این است که : اگر دنیا را از او بگیری خواهی دید که دیگر شکر آن نعمت را نخواهد گذاشت .پس مرا بر دنیای او مسلط بفرما تا همه را از دستش بگیرم ، آن وقت خواهی دید چگونه لب از شکر فرو می‏بندد ، و دیگر عملی از باب شکر انجام نمی‏دهد .از ناحیه عرش به وی خطاب شد که من تو را بر مال و اولاد او مسلط کردم ، هر چه می‏خواهی بکن .

امام سپس فرمود : ابلیس از آسمان سرازیر شد ، چیزی نگذشت که تمام اموال و اولاد ایوب از بین رفتند ، ولی به جای اینکه ایوب از شکر بازایستد ، شکر بیشتری کرد ، و حمد خدا زیاده بگفت .ابلیس به خدای تعالی عرضه داشت : حال مرا بر زراعتش مسلط گردان .خدای تعالی فرمود : مسلطت کردم .ابلیس با همه شیطانهای زیر فرمانش بیامد ، و به زراعت ایوب بدمیدند ، همه طعمه حریق گشت .باز دیدند که شکر و حمد ایوب زیادت یافت .عرضه داشت : پروردگارا مرا بر گوسفندانش مسلط کن تا همه را هلاک سازم ، خدای تعالی مسلطش کرد .گوسفندان هم که از بین رفتند باز شکر و حمد ایوب بیشتر شد .

ابلیس عرضه داشت : خدایا مرا بر بدنش مسلط کن ، فرموده مسلط کردم که در بدن او به جز عقل و دو دیدگانش ، هر تصرفی بخواهی بکنی .ابلیس بر بدن ایوب بدمید و سراپایش زخم و جراحت شد .مدتی طولانی بدین حال بماند ، در همه مدت گرم شکر خدا و حمد او بود ، حتی از طول مدت جراحات کرم در زخمهایش افتاد ، و او از شکر و حمد خدا باز نمی‏ایستاد ، حتی اگر یکی از کرمها از بدنش می‏افتاد ، آن را به جای خودش برمی‏گردانید ، و می‏گفت به همانجایی برگرد که خدا از آنجا تو را آفرید .این بار بوی تعفن به بدنش افتاد ، و مردم قریه از بوی او متاذی شده ، او را به خارج قریه بردند و در مزبله‏ای افکندند .

در این میان خدمتی که از همسر او - که نامش «رحمت» دختر افراییم فرزند یوسف بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم (علیهماالسلام) بود - سرزد این که دست به کار گدایی زده ، هر چه از مردم صدقه می‏گرفت نزد ایوب می‏آورد ، و از این راه از او پرستاری و پذیرایی می‏کرد. امام سپس فرمود : چون مدت بلا بر ایوب به درازا کشیده شد ، و ابلیس صبر او را بدید ، نزد عده‏ای از اصحاب ایوب که رهبان بودند ، و در کوهها زندگی می‏کردند برفت ، و به ایشان گفت : بیایید مرا به نزد این بنده مبتلا ببرید ، احوالی از او بپرسیم ، و عیادتی از او بکنیم .اصحاب بر قاطرانی سفید سوار شده ، نزد ایوب شدند ، همین که به نزدیکی وی رسیدند ، قاطران از بوی تعفن آن جناب نفرت کرده ، رمیدند .بعضی از آنان به یکدیگر نگریسته آنگاه پیاده به نزدش شدند ، و در میان آنان جوانی نورس بود .همگی نزد آن جناب نشسته عرضه داشتند : خوبست به ما بگویی که چه گناهی مرتکب شدی ؟ شاید ما از خدا آمرزش آن را مسالت کنیم ، و ما گمان می‏کنیم این بلایی که تو بدان مبتلا شده‏ای ، و احدی به چنین بلایی مبتلا نشده ، به خاطر امری است که تو تاکنون از ما پوشیده می‏ داری .

ایوب (علیه‏السلام) گفت : به مقربان پروردگارم سوگند که خود او می‏داند تاکنون هیچ طعامی نخورده ‏ام ، مگر آنکه یتیم و یا ضعیفی با من بوده ، و از آن طعام خورده است ، و بر سر هیچ دو راهی که هر دو طاعت خدا بود قرار نگرفته‏ ام ، مگر آن که آن راهی را انتخاب کرده ام که طاعت خدا در آن سخت‏تر و بر بدنم گرانبارتر بوده است . از بین اصحاب آن جوان نورس رو به سایرین کرد و گفت : وای بر شما آیا مردی را که پیغمبر خداست سرزنش کردید تا مجبور شد از عبادتهایش که تاکنون پوشیده می‏داشته پرده بردارد ، و نزد شما اظهار کند ؟ ! ایوب در اینجا متوجه پروردگارش شد ، و عرضه داشت : پروردگارا اگر روزی در محکمه عدل تو راه یابم ، و قرار شود که نسبت به خودم اقامه حجت کنم ، آن وقت همه حرفها و درد دلهایم را فاش می‏گویم .

ناگهان متوجه ابری شد که تا بالای سرش بالا آمد ، و از آن ابر صدایی برخاست : ای ایوب تو هم اکنون در برابر محکمه منی ، حجت‏های خود را بیاور که من اینک به تو نزدیکم هر چند که همیشه نزدیک بوده‏ ام .ایوب (علیه‏السلام) عرضه داشت : پروردگارا ! تو می‏دانی که هیچگاه دو امر برایم پیش نیامد که هر دو اطاعت تو باشد و یکی از دیگری دشوارتر ، مگر آن که من آن اطاعت دشوارتر را انتخاب کرده‏ ام ، پروردگارا آیا تو را حمد و شکر نگفتم ؟ و یا تسبیحت نکردم که این چنین مبتلا شدم ؟ ! بار دیگر از ابر صدا برخاست ، صدایی که با ده هزار زبان سخن می‏گفت ، بدین مضمون که ای ایوب ! چه کسی تو را به این پایه از بندگی خدا رسانید ؟ در حالی که سایر مردم از آن غافل و محرومند ؟ چه کسی زبان تو را به حمد و تسبیح و تکبیر خدا جاری ساخت ، در حالی که سایر مردم از آن غافلند .ای ایوب ! آیا بر خدا منت می‏نهی ، به چیزی که خود منت خداست بر تو ؟ امام می‏فرماید : در اینجا ایوب مشتی خاک برداشت و در دهان خود ریخت ، و عرضه داشت : پروردگارا منت همگی از تو است و تو بودی که مرا توفیق بندگی دادی .

پس خدای عز و جل فرشته‏ ای بر او نازل کرد ، و آن فرشته با پای خود زمین را خراشی داد ، و چشمه آبی جاری شد ، و ایوب را با آن آب بشست ، و تمامی زخمهایش بهبودی یافته دارای بدنی شاداب‏تر و زیباتر از حد تصور شد ، و خدا پیرامونش باغی سبز و خرم برویانید ، و اهل و مالش و فرزندانش و زراعتش را به وی برگردانید ، و آن فرشته را مونسش کرد تا با او بنشیند و گفتگو کند .

شناخت فلسفه فرانسویی-

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-فلسفه محض-بامنبا وملاک که اشکار کننده وانکشاف دانش باشد غلسفه میگوید در تمدن اسلامی وشرق که بهدانش غیرمادی توجه میکنند مانند عقل دانش واگاهی فوق ماده یک عروج اسمانی دارنددرنهایت به موجودات غیر زمانی وغیر مکانی وغیر مادی میرسند- فلسفه جدید فرانسوی عقل محص وانکشاف ودرک پدیده های انسانی تحقیق میکند وباملاکی انرا بطور واضحدرمرحله اول مانند مفسر فوتبال بیان میکند وسپس وارد یکنوع ارزشیابی انجاممیدهد مانند مربی فوتبال که نواقص را کم کند که بیشتر فرهنگ وتمدن مادی وروانی انسان است خوب این ارزشها باید غقلانی مورد اثبات باشد ولی بطورکلی نتایج ارزشها ملاک است-پس وارد بحث ضدماده میشود ودرنتجه باید عقلرا تعریف دقیق کند نحوه انکشاف دقیقابطریق اثبات کند ایشان فرموده است عقلا جهان اگر ایرادی نگیرند قابل قبول است ولی دلیل ندارد مانند فیلسوفهای دیگر یک سان باشد بلکه انها نقد وانتقادی بران نداشته باشند باز به شرطی اثبات ارزشها از طریق دانشمندان فرانسوی برای انها اثبات درست بودرا بفهمند مانند که هر بازی فوتبال یک مکتبخاص دارد ومکاتب مختلف هستند- اما صفت احد وکثرت تصور کنید هفت اقیانوس علم الهی است وخداوندمنان هردفعه مقداری را اراده میکند ومخلوقی بوجود میاید- پس کثرت میشود ولی درواقع ریشه احد است خداوند منان هرلحظه درخودبالاترین وتمام صفات خودرا لحاظ میکند وسیس خداوندمنان درحضرت محمد صلواته الله علیه واله والسلم است وسپس درپهارده معصوم علیهم صلواته الله الاجمعین- وخداوندمنان خودرا دراینه حضرت محمد میبیند که چقدر زیبا است ومابقیه صفات شخصی است که چهارده معصوم هر لحظه ازان باخبر میشوند وعظمت الهی مداوم بیشتر میشود-

ذختران مونور سیبکلت سوار

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است- برای کسانیکه یک نوع هوشمندی خاصی داراند افرادی انهارا هل میدهند که اهل نماز بخصوص نماز دستجمعی وخواندن احادیث وانها کم کم وارد میدان مغناطیسی دین میشوند وبرای مابقیه چون ئین رانمی شناسند وقبلا دین را بنحوی مسخره وتحقیر ومومنین ومومنات را حتی طلبه وافراد بالاتر برای انها یک فشاربودکه بسمت دین نروند ولی خوب افرادی هم بودند این فشار را تحمل میکردند وبعد این فشار ارام ارام کم میشد-امروزتاحدی ان اباطیل پوسیده ونام بود شده است خیلی سعی میکنند مطالب تزینی جدید را باب کنند اینها اگر بر نگردند تصور میکنم درقران است که ادب وادم شدند درجهنم است بالاترین تحقیر حیوانان معصوم هستند وجهنم هم نمیروند این فشار تضعیف کنید کم کم نابود میشود وعلوم اسلامی جاذبیت خودرا اشکار میکند- وانها دم مرگ شیطان اجازه داردسعی خود را بکند لفریب میدهد وقشار میاورد فرد ساده لوح بوده است که تصور میکرده که عالم است وفریب میخورد وخانم ها کمتر سوار دوچرخه وموتور سیکلت بشوید اولا باید باحجاب باشید جوان میگویند عقل اش یه چشم است زود دلباخته میشود وهردو لفریب میخورند بگدارید عفت متانت ارزشهای والا مانند اگاهی دینداری رشد کند انشاالله

قطع ارتباط

دولت ترامپ نوبت‌های ویزای مهاجرتی را برای متقاضیان در را امریکا قطعکرده است همپمیم گرفتن کشورهای دیگر فقط برای امریکا باز گذاشته است.سراسر جهان متوقف کرد-ترجمه را امریکا قطعکرده است همپمیم گرفتن کشورهای دیگر فقط برای امریکا باز گذاشته است.

اقای ترامپ توجه کند-!!

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-جناب اقای ترامپ کاری نکنید مردم دنیا بگیند سگ ما بهتراز اقای ترامپ است بهترین کار اعلام ورشکستی است لبرایمردم جهان ارزش قایل شوید تا برای شما ارزش قایل شوند-متوجه شدید خداوندمنان شما صدای شمارادراورد به ایمان برگردید وبامردم جهان خوب عمل کنید بدانید هرکشوری یک دوران تاریخی طلایی دارد وبعد معمولی شیود دفعه بعد باید سعی زیاد بکند- ادمکشی وادم تراسانی یی جهت از کشتن بد تر است